نه تشکر، من نمی خواهم این آیتم را سفارشی کنم.
یک متن سفارشی در فیلد زیر وارد کنید.
محصول به سبد خرید شما اضافه شد.
......................................................................
کتاب «ایلسو» درصدد بازگویی تجربههایی از تبلیغ دینی در بستر زندگی عشایری و ثبت روایتهایی از عالمانی است که در مناطق دوردست کشور به فعالیت تبلیغی پرداختهاند. سعید احمدی در پیشخوان کتاب، از دشواریها و مخاطرات این مسیر یاد میکند و به تلاش کسانی میپردازد که برای براف...
کتاب «ایلسو» درصدد بازگویی تجربههایی از تبلیغ دینی در بستر زندگی عشایری و ثبت روایتهایی از عالمانی است که در مناطق دوردست کشور به فعالیت تبلیغی پرداختهاند. سعید احمدی در پیشخوان کتاب، از دشواریها و مخاطرات این مسیر یاد میکند و به تلاش کسانی میپردازد که برای برافروختن دوباره چراغ تبلیغ دین در گوشههای کمتر دیدهشده این سرزمین کوشش کردهاند.
کتاب در قالب روایتهایی کوتاه و مستقل تنظیم شده و موضوعات متنوعی را در بر میگیرد. عنوانهایی همچون «عقد غیابی»، «هجرت به مرکز دنیا»، «مرد ایلی»، «بوی دود»، «تبلیغ طبیبانه»، «دین زورکی»، «فیروزه و روضه» و «برکت» در فهرست کتاب دیده میشود. این روایتها، موقعیتها و تجربههای گوناگونی را در فضای زندگی اجتماعی و فرهنگی عشایر بازتاب میدهند و مخاطب را با وجوهی از تجربه تبلیغ دینی در این بستر آشنا میکنند.
یکی از محورهای مطرحشده در پیشخوان کتاب، توجه به نسبت زندگی عشایری با طبیعت و ریشههای فرهنگی جامعه ایرانی است. نویسنده با اشاره به پیوند زندگی عشایر با کوه و دشت، دامداری، کشاورزی و زبان مادری، این شیوه زیست را فراتر از سکونت در مناطق کوهستانی و دشتها میبیند و بر نقش آن در استمرار فرهنگ و انتقال تجربههای نسلهای پیشین تأکید میکند.
احمدی در این بخش، زندگی متکی بر طبیعت را در برابر الگوی مصرفمحور زندگی شهری قرار میدهد و پیامدهای فاصلهگرفتن از ریشههای زیستی و فرهنگی را به بحث میگذارد. او همچنین به کاربرد تحقیرآمیز واژههایی مانند «دهاتی»، «چوپان» و «ایلیاتی» اشاره میکند و این تعبیرها را نه توصیف و تحلیل، بلکه نشانههایی از تحقیر و حذف فرهنگی میداند.
در بخش دیگری از پیشخوان، عشایر بهعنوان حافظان فرهنگ و بخشی از میراث ناملموس جامعه معرفی میشوند. نویسنده بر نقش آنان در حفظ زبان مادری، پیوند با سرزمین و تأمین نیازهای زندگی از طریق کار و منابع طبیعی تأکید میکند. این نگاه، زمینهای برای توجه به تجربه زیسته مردمانی فراهم میآورد که به باور نویسنده، بخشی از هویت و حافظه فرهنگی جامعه را در خود حفظ کردهاند.
بخش پایانی پیشخوان، انگیزه نویسنده از گردآوری این روایتها را روشن میکند: ثبت خاطرات کسانی که تجربههایشان کمتر نوشته شده یا کمتر در معرض دید قرار گرفته است. او این دفتر را به یاد کسانی گشوده که در کنار مردم زیستهاند و با وجود دشواریها، در مسیر تبلیغ دین فعالیت کردهاند؛ روایتهایی که میتوانند بخشی از تجربههای کمتر ثبتشده تبلیغ دینی در مناطق عشایری را در دسترس مخاطبان قرار دهند.